تبليغاتX
برای او ...
من برگشتم، نمی دونم آدم شدم یا نه؟!
جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 19:54 به قلم هاشم حكمه  

شدم مثل آدم کثیفی که کنار یه استخر ایستاده باشه و به انتظار صفر شدن شمارش معکوس 10، 9، 8، 7 ... باشه واسه تو آب پریدن. حوصله ام از دست خودم هم سر رفته دیگه. و نبودن چند روز آینده ام تو روزنامه شاید فراری باشه از خودم و پیله هایی که دور خودم تنیدم. خدا کنه وقتی برمی گردم آدم شده باشم!
شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 19:4 به قلم هاشم حكمه  

حالمان خوب است، خیلی هم خوب است. آنقدر خوب است که دوست داریم چشمانمان بادامی بود بی آنکه نگران تعصب ملی باشیم.

حالمان خوب است، خیلی هم خوب است. آنقدر خوب است که دوست داریم هر چه نفت داریم به دریا بریزیم بی آنکه نگران مرگ دلفین ها باشیم.

حالمان خوب است، خیلی هم خوب است. آنقدر خوب است که دوست داریم منابع زیرزمینی گازمان سوراخ شوند بی آنکه نگران رتبه مان باشیم در داشتن منابع گاز جهان.

بی شک حالمان بهتر هم خواهد شد اگر کسی پیدا شود و بگوید ...


» ادامه مطلب
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 17:48 به قلم هاشم حكمه  

روز مادر غیر از روز مادر بودن بهانه ای هم هست و حتی روز بهانه هم هست. روز مادر می شود بهانه ای باشد برای اندیشیدن به مادر. مادر همانی است که ترس از نبودنش بیشتر از عشق به بودنش است. مادر، مادرتر می شود اگر نباشد و نداشته باشیمش. مادر تا هست انگار که نیست وتا نیست می اندیشیم که ای کاش که بود. وقتی می فهمی مادر نیست که شامت آماده نباشد، وقتی می فهمی مادر نیست که شلوارت اتو ندارد، وقتی می فهمی مادر نیست که خانه را خودت جارو می کنی برای مهمانی دوستانت، وقتی می فهمی مادر نیست...، وای بر من... وای بر ما... وقتی می فهمی مادر نیست که عکسش را روبان سیاه بزنی گوشه طاقچه، شاید. چقدر زیبا نوشته بود که من خواندم: روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی! روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری ! روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد. روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود. روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن.... دلم بهانه مادر گرفته است، بهانه او که بود و من نبودمش. بهانه او که تا هست من نیستمش و بهانه او که هست و نیستش من بودم و من... .

روز مادر، روز بهانه، روز زن هم هست. روز زن هم برای خود بهانه ای است تا بیاندیشیم به «زن». به زنانی که در ادبیات اجتماعی مان «سرپرست خانوار» را یدکشان کرده ایم تا هر از چندگاهی سوالی خلق کنیم برای دانستن اوضاعشان و چقدر مظلومند آنها که برای ما فقط سوالند، سوال هایی که سالهاست بی جوابند. این روزها در میان ما یک میلیون و ششصد و پنجاه هزار «زن» در مسیر زندگی تنها شده اند و هر بهار که من و تو سرمست شادی و خرمی می شویم شصت هزار مسافر دیگر تنها می شوند و چقدر «زن» هست برای سوال بی جواب شدن ما!

و یادمان باشد هر سال که روز مادر و روز زن می آید و می رود ما روز بهانه طی می کنیم و به سوال های بی جواب می رسیم. بر مادران و زنان منت نباشد که برایتان روز گرفته ایم.

 

دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 21:31 به قلم هاشم حكمه  

فکر کنم دیگه بسه! دیگه  واسه خودم بهونه آوردن رو باید تمام کنم و تنبل بازی خودم رو با ایراد گرفتن از در دیوار توجیه نکنم. اونقدر درد داریم که خونه های دیجیتالیمون تار عنکبوت نبندن!

امشب یه جایی بودیم با یه دوستی. آدم های جور وا جور و رنگارنگی رو می دیدیم که رژه می رفتن از جلوی گاری لکنته ای که روی صندلی هاش نشسته بودیم. بدون اینکه بخوایم حرفمون رفت به سمت اینکه جوون های ایرانی از این نوعشون دنبال چی هستن؟ دخترها و زن هایی که لباس هاشون با همکاری آرایششون نگاه آدم رو لااقل چند قدم با خودش می برد کم نبودن. تا دیر نشده بهتره بگم که جا نماز آب نمی کشم و خشکه مذهبی نیستم، اما یه خبرنگار منحرف شده به سمت حوزه اجتماعی تو جمهوری اسلامی بی اونکه بخواد باید یه جور دیگه نگاه کنه به چیزهایی که در رود جامعه جریان دارن.

من زنی را دیدم که ...



» ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 1:51 به قلم هاشم حكمه