تبليغاتX
برای او ...

شنبه که عید قربان بود و شما تعطیل. امروز چهارشنبه هم که تو سالن اجتماعات و نماز خونه جشن عید غدیر بود. فردا هم که پنجشنبه است و نیمه تعطیل و جمعه هم که کلا تعطیل. شما پس کی کار می کنید؟!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 12:1  توسط هاشم حكمه | 
گاهی به این فکر می کردم که محافظه کاران و رسانه ها و تریبون هاشون از جمله صدا و سیما بالاخره برای محدودیت هایی که به خاطر رنگ و نمادهای سبز چه چاره ای خواهند اندیشید. تو بد مخمصه ای گیر کرده بودن. آخه سبز رنگی نبوده و نیست که بشه از طبیعت، جامعه، دین و سیاست ایرانی حذفش کرد. از اماکن مقدس و علایم دینی گرفته تا چمن زمین های فوتبال تبلیغ جنبش سبز بود! و البته که اگر آقایان ابا نداشتند چمن آزادی و بقیه ورزشگاه ها رو هم رنگ میزدن و عوض میکردن. همونطور که در فصل جدید لیگ برتر هیچ تیمی -حتی پاس و ذوب آهن- سبز نپوشید! و چقدر بد بود که صدا و سیما و باقی تریبون های تصویری آًقایان از به کار گیری خیلی از نماها محروم بودند. فواره میدان شهر مشهد در سفر احمدی نژاد آخرین نمونه این ماجرا بود! و اینکه محرم نزدیکه. چه محرمی بشه امسال با این اوضاع و احوال! اگر بخوام پیش بینی کنم باید بگم «ماه میرحسین در راه است».

به هر حال چندین و چندماه فکر کردن نخبگان!!! سیاسی جناح محافظه کار بالاخره جواب داد و جنبش سبز علوی اعلام موجودیت کرد! تو یکی دو روز گذشته خیلی ها این پدیده رو به سخره گرفتند اما حقیقت اینه که بر خلاف معمول آقایان اینبار فکر بکری کرده اند. از همین چند روز دیگه شما در صدا و سیما تصاویری رو خواهید دید که عده ای از نمادای سیز و پارچه هایی به این رنگ استفاده کرده اند و البته این ادعا هم وجود داره که اینها جنبش سبز علوی هستند!

فکر می کنید اگر این جنبش ۲۳ یا ۲۴ خرداد اعلام موجودیت کرده بود رسانه ملی ضرغامی راهپیمایی سکوت ۲۵خرداد رو قدرت نمایی این جنبش معرفی و منعکس نمی کرد؟

اگر این فکر زودتر به سرشون زده بود و فرصت مانور دادن داشتن روی این موضوع، همین فردا که سیزده آبان هستش، هر کنشی از طرف سبزپوشان با واکنش سبزپوشی دیگر روبرو می شد و حالا شما پیدا کنید سبزپوش علوی و اموی را!!!

چی میشه جنبش سبز و سبز علوی؟ چند روز انتظار و البته رویدادهای سیزده آبان۸۸ یه کم روشن تر می کنه این موضوع رو.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 19:53  توسط هاشم حكمه | 

نمایشگاه مجیزنامه های باقیمانده در لیست وزارت فرهنگ  و ارشاد اسلامی که اسمش رو نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها گذاشته بودند امروز تمام شد. لیستی که بعید نیست در آینده ای نزدیک اعتماد، سرمایه و خبر هم از ته اون بیفتن پائین تا جا برای کیهان و جوان و امثالهم بازتر بشه. اصلا یا لااقل فعلا حوصله ندارم تا در مورد این میتینگ مسخره چیزی بنویسم اما دیدن عرفان نجف آبادی و محمد شبیری و البته چندتا از دوستای تهرانی که یه مدت بود ندیده بودمشون، تو مصلای تهران تنها نکته دلخوش کننده این چند روز بود. فعلا همین تا بعد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 19:12  توسط هاشم حكمه | 

بهنود.بهنود.بهنود... بهنود شجاعی. این نام در چند هفته گذشته به کرات و با تاکید و تکرار بیشتری از سوی برخی رسانه های داخلی و بیشتر خارجی و البته جماعت فعال در دنیای مجازی ایران به کار برده شده است. کسانی که فرصت بیشتری داشته و دارند با خواندن چند مطلب که به سهولت قابل جست و جوست می توانند دریابند که ماجرا چیست؟ اما در کلماتی خلاصه شده می توان گفت که بهنود شجاعی نام نوجوانی است که در سنین نوجوانی و پیش از رسیدن به سن قانونی در یک درگیری نوجوان دیگری را با چاقو به قتل می رساند و براساس رای دادگاه چند روز پیش پس از رسیدن به سن 18سالگی به دار مجازات آویخته شد. این امر در حالی صورت گرفت که تلاش های اجتماعی گسترده توسط تعداد زیادی از فعالان اجتماعی و مدنی برای کسب عفو خانواده مقتول نتیجه نداد. بی شک نه قتل و نه اعدام یک جوان، نوجوان و کلا هر انسانی به هیچ وجه خوشایند نیست، اما به هر حال بهنود قتل نفس انجام داده و باید مجازات شود. اما این پرونده بهانه ای شد تا باز هم نق نق های مدام ما برخیزد و دستگاه قضایی و حکومتی کشور را از بالا تا پائین بشوئیم و کنار بگذاریم. با بسیاری از سیاست های اجرایی و علمی و عملی موجود در کشور مشکل دارم و به اندازه یک ایرانی برای خودم حق انتقاد قائلم اما به همان اندازه نیز اعتقاد دارم استفاده از چینی هربه هایی جایگاه نقد، اعتراض و حتی مبارزه را پائین  می آورد و به سخنوران روبرو اجازه می دهد تا همه چیز را زیر سوال ببرند.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 13:6  توسط هاشم حكمه | 

تحلیل روز، روزنامه ای شیرازی که نزدیک به دوسال از بهترین روززهای عمرم رو اونجا گذروندم دیروز لغو امتیاز شد.

بیشترین اظهارنظری که می تونم بکنم در مورد این خبر همون تیتریه که نوشتم. فقط بچه هایی که تو این مدت با هم بودیم می دونن این تعطیلی روزنامه یعنی چی؟ محمدجواد و محمدحسن شلتوک کار، سعیدامیرآبادی، پریسا کوشش، سعیده کشاورزی، محمد نظیری، عرفان نجف آبادی، سارا زعفرانچی، رویا زارع، فرهاد فروهی، زهرا فلک بلند، سمیه رنجبر، سید نیما نبوی، خانم صداقتی، خانمصدیقی، زهرا مجاوری، امید صدیق، لاله زارع، غیاث ملک حسینی، سعید تقی زاده، نغمه اکبری، بهمن حاجات نیا، خانم مقدم، نجمه شاکری زاده، خانم تراب و حتی مهندس عظیما. این اسم هایی که بردم به همراه چندنفر دیگه که شاید فراموش کردم بنویسم، صاحبان عزایی هستند که در کوچه کوچه شیراز بی هیچ حسینیه و مسجدی و بی هیچ منبر و ملایی برگزار میشه. همه مردم شیراز از امروز تو این مراسم ختم عمومی شرکت می کنند و چقدر بینوائیم که برای این مصیبتمون هم اجازه ختم و سوگ نداریم. چقدر گناه داریم که روزنامه مون نمی تونه حتی یه شماره دیگه هم منتشر بشه تا لااقل خداحافظی کنه از کسانی که سه سال هر روز صبح باهاش نفس در نفس شدن.

آسوده بخوابید و برخیزید که از امروز دیگه تحلیلی روزی نیست تا خواب های خرسی و خرگوشی شما رو آشفته کنه. ببرید، بدوزید و حالش رو ببرید. دیگه تحلیل روز و خبرنگارهای کله داغش نیستن تا شما رو مسئول حرف هایی که می زنید بدونن و تا ته قضیه گیر بدن به شما. تحلیل روزی دیگه نیست تا از کتس بس، قلعه، پودونک و شیخ علی چوپون عکس و گزارش چاپ کنه تا شاید کک کسی بپره از این همه بدبختی و فلاکت. راحت باشید همه تون. خدای تحلیل روز و تحلیل روزی ها بزرگه...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 10:41  توسط هاشم حكمه | 

بعضی از کسانی که سنگ دین داری رو به سینه می زنن دشمنان درجه یک دین و اسلام هستند و چه بد، که این دشمنان فرصتی هم برای اعمال نظر و قدرت پیدا می کنند. سایت ها و خبرگزاری  ها رو نگاه می کردم که به این تیتر رسیدم: ایجاد شهرک صنعتی در قم منوط به ساخت مسجد است! این خبر هر پیامی که داشته باشد مهم نیست اما یک نتیجه گیری دیگر هم می شود کرد: «ساختن مسجد باید اجباری باشد تا صورت پذیرد»

قطعا این چیزی نیست که در جامعه جریان دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 18:48  توسط هاشم حكمه | 

بعضی چیزها اونقدر ببه آدم نزدیک میشن که دیگه دیده نمی شن. مثل عینک، مثل یه گردن بند، مثل...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 11:50  توسط هاشم حكمه | 

مطلب قبلی رو که نوشته بودم و برای خاک نگرفتن وبلاگم گذاشته بودمش اینجا، یه نفر بدون نام -.....- نظر گذاشته که: « مزخرف تر از این نمیشه قلم رو نباید اینقدرها هم ارزون فروخت خصوصا با ذکر نام دست کم وقتی می خایم مجیز بگیم نباید بهش افتخار کنیم مگه نه؟»

این ها رو می نویسم برای این آقا یا خانم و برای همه کسانی که اینجوری فکر می کنن.

خانم یا آقای محترم، اول ممنون که لطف کردی و نظر دادی.

دوم اینکه نظر و مطلب بی نام و نشان گذاشتن چیزی نیست که مایه افتخار باشد. اگر افتخاری دارد باشد برای شما که عادت کرده اید چیزی بنویسید و ...

سوم اینکه کسی که به خودش اجازه می دهد اظهارنظر کند و مطلبی را مزخرف بخواند باید بداند «می خواهیم» درست است،نه «می خایم»...

و آخر اینکه نوشتن گزارشی از یک انتخاب یا انتصاب با این تیتر را نمی دانم در کدام مسلک و مرام مجیز گویی و قلم فروشی می دانند؟ از این گذشته مگر قرار است ما شبانه روز به در و دیوار انتقاد کنیم و ایراد بگیریم؟ انگار عادت کرده ایم برای اینکه فکر کنیم انسان صاحب نظری هستیم مدام نق بزنیم و ساز مخالف کوک کنیم. چند سال خودم و دوستانم این رویه نقد زدن مدام- رو پیشه کردیم. لااقل تو شیراز کسی نمی تونه مدعی باشه که بچه های تحلیل روز کم گذاشتند در انتقاد از رویه های نامناسب و کارهای نامطلوب. چندین بار تا آستانه تعطیلی رفتیم و پذیرای لباس شخصی ها هم بودیم در دفتر روزنامه. اما قرار نیست هر اتفاقی که توی این مملکت می افته منشا دری وری گفتن های ما باشه.

همین.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 17:24  توسط هاشم حكمه | 

در این اوضاع بی خبری  و کمبود سوژه انتخاب نعمت الله پوستین دوز به عنوان مدیرعامل سایپا نفس بسیاری از خبرنگاران حوزه صنعت و خودرو را عمیقا بالا آورد تا در کسری از ثانیه در خاطرشان بگذرد که چند روزی می توانند روی این انتخاب کار کنند. امروز که شما این روزنامه را می خوانید کمی غیرحرفه ای یا خرق عادت خواهد بود اگر رسانه ای بخش عمده ای از فضای و تیترهای صنعتی خود را برای سایپا و پوستین دوز کنار نگذاشته باشد. به هنگام نوشتن این مطلب خبر انتخاب مدیرعامل این گروه خودروسازی را به وفور در میان سایت ها و پایگاه های خبری یافت می شد و با جست و جویی ساده در فضای مجازی یافته های بیشماری در این خصوص دیده می شود اما جالب توجه ترین آنها، شاید نخستین آنها باشد. یکی از پایگاه های خبری حوزه خودرو در مطلب شماره 85287 خود خبر انتخاب پوستین دوز را منتشر کرد اما آنچه این امر را جالب توجه می کند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 13:49  توسط هاشم حكمه | 

خوندن این مردم نازنین تمام شد. شاید تنها چیزی که باعث میشه بعضی از حرف های کیانیان رو پذیرفت و به حساب غرور بیش از حد و حتی نگاه حقارت آمیز به مردم کوچه و بازار نگذاشت عنوان کتابه: این مردم نازنین! استفاده از صفت نازنین برای مردمی که کیانیان تو کتابش از برخورد با اون ها خاطره تعریف کرده دلیلی است بر اینکه او بعضی ار رفتارهای این مردم رو به حساب صفا، سادگی و صمیمیتشون میذاره و نه حماقتشون! به هر حال کیانیان بازیگزی نیست که بشه دوستش نداشتحتی اگر بعضی از خاطره هاش بوی غرور بوده!

* وقتی یه کتاب مال اوریانا فالاچی باشه حتما خوندنیه و چه بهتر که این کتاب اسمش جنس ضعیف باشه. کتابی که گفتن در مورد جایگاه اجتماعی زنان در دنیاست. نوبت به جنس ضعیف فالاچی رسیده تا بهونه ای بده به دست من برای اینکه چراغ اینجا رو روشن نگه دارم...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:58  توسط هاشم حكمه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وقتی روزنامه نگار باشی محکومی به بودن، با مردم و بین مردم بودن و نهایت این بودن ها می شه حرف های زیادی برای گفتن ...

پیوندهای روزانه
آزاد اندیشی همواره برای آزاد اندیشان هزینه داشته است
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
پیوندها
تحلیل روز
یاد قلم
مسیح علی نژاد
سبکباران
مزاحم
سروش نامه
سلامت سید نوری
محمدجواد شلتوک کار
calabros
مریم حضرتی
صدای سکوت
عصیان در فیلماشعری...
بهار نارنج
تلنگر
محمدجواد روح
علی هوشیار
علیرضا لرک
هاشم کرونی
برگ نگاه
راه من
اپیزود سوم
اقتصاد نویس
سزانه-مهشید نیک روش
محمد علی پور شیخ علی
دخترک تنها
پردیس
فهیمه خضر حیدری
شاید تو-سعید تقی زاده
کلاشینکف دیجیتال-بهمن هدایتی
نمای آینده
حرف های خودمانی
پرده ناتمام
بیانک-احسان مازندرانی
بدون ویرایش-ترانه بنی یعقوب
سکوت صدا- اعظم ویسمه
نسرین
منیرو روانی پور
یادداشت خبرنگار-صفدر دوام
فُـگُـــــــر نوشـــته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM