تبليغاتX
برای او ...
فکر کنم دیگه بسه! دیگه  واسه خودم بهونه آوردن رو باید تمام کنم و تنبل بازی خودم رو با ایراد گرفتن از در دیوار توجیه نکنم. اونقدر درد داریم که خونه های دیجیتالیمون تار عنکبوت نبندن!

امشب یه جایی بودیم با یه دوستی. آدم های جور وا جور و رنگارنگی رو می دیدیم که رژه می رفتن از جلوی گاری لکنته ای که روی صندلی هاش نشسته بودیم. بدون اینکه بخوایم حرفمون رفت به سمت اینکه جوون های ایرانی از این نوعشون دنبال چی هستن؟ دخترها و زن هایی که لباس هاشون با همکاری آرایششون نگاه آدم رو لااقل چند قدم با خودش می برد کم نبودن. تا دیر نشده بهتره بگم که جا نماز آب نمی کشم و خشکه مذهبی نیستم، اما یه خبرنگار منحرف شده به سمت حوزه اجتماعی تو جمهوری اسلامی بی اونکه بخواد باید یه جور دیگه نگاه کنه به چیزهایی که در رود جامعه جریان دارن.

من زنی را دیدم که ...



» ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 1:51 به قلم هاشم حكمه  

انفجار در شهر

 ببخشید که چند لحظه وقتتون رو می گیرم! میرزا بنویس هستم و یه خبر دارم. خبرم رو به هر کدام از روزنامه ها و خبرگزاری ها که دادم چاپ نکردن و گفتند خط قرمزه!!! هر چی قسم خوردم که با خودکار آبی نوشتم قبول نکردن و گفتند ما یه چیزهایی می بینیم که تو نمی بینی! یکی از اونها می گفت حتی بعضی وقت ها ما کفترهایی که از اون بالا میان رو می بینیم و تو نمی بینی!!! اینجا بود که بهم برخورد. میرزا بنویس که خودش نمایندگی انحصاری از اون بالا کفتر میایه باشه و کفترها رو نبینه؟ از اتاقش اومدم بیرون و همینطور که داشتم دنبال درب خروجی می گشتم آبدارچی شون رو دیدم که داشت بهم چشمک می زد! غیرتی شدم و رفتم جلو گفتم مرد حسابی مگه خودت پدر و برادر نداری که به من چشمک می زنی؟ پوزخندی زد و گفت بیچاره، معنی چشمک دیگه عوض شده! این چشمک یعنی بیا اون پشت کارت دارم!! رفتیم پشت راه پله! اطراف را پائید و گفت فکس اومده که اخبار این ماجرا رو چاپ نکنید، اون وقت تو ماجرا رو نوشتی برداشتی آوردی که چاپ کنن؟ کلی شاکی شدم از این دستگاه های فکس!!! اومدم بیرون و گفتم اصلاً تو ستون ببخشید چند لحظه چاپش می کنم! و حالا هم چاپش می کنم:

چند روز پیش صدای انفجار مهیبی در یکی از شهرهای استرالیا شنیده شد. به گزارش خبرنگار کفتر نیوز خودرویی که کنار یکی از خیابان ها پارک شده بود ناگهان گفت: بومب! و منفجر شد. مسئولین گفتند انفجار شدت زیادی نداشته است که به کسی آسیب برساند، فقط تا چند محله آنطرف تر همه چیز با خاک یکسان شده است که مهم نیست، بیمه پولش را می دهد! شاهدان عینی اما گفتند که چند نفر از اهالی که داشتند از خیابان می گذشتند پس از انفجار غیب شدند! اهالی این شهر استرالیا گفتند که فرماندار شهر در محل حاضر شد و گفت احتمال خرابکاری، درست کاری، صاف کاری، مکانیکی، نجاری، تعویض روغن، سوپر لبنیات محله، خواربار فروشی آق مرتضی و غیره به شدت منتفیه!

این فرماندار شهر نمی دونم چی چیه استرالیا در گفت و گو با خبرنگار کفترنیوز خودش رو منبع آگاه معرفی کرد و گفت: احتمالا در عقب خودرو منفجر شده پیک نیک نگهداری می شده است که منفجر شده و در غیر اینصورت احتمالاً راننده تخلف کرده و در قسمت مسافر بار حمل کرده! این منبع آگاه! افزود: بر اساس تحقیقات کارشناسان این خودرو مقداری مین مربوط به جنگ جهانی دوم، پوکه خمپاره، فانوسخه و مهمات دیگر را برای یکی از نمایشگاه های ادوات نظامی در شهر آدلاید!!! می برده است که بر اثر گرمای هوا منفجر شده است! وی از خبرنگاران خواست تا این خبر را منعکس نکنند. ما هم گفتیم: چشم!!!

چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 20:50 به قلم هاشم حكمه