تبليغاتX
برای او ...
حالمان خوب است، خیلی هم خوب است. آنقدر خوب است که دوست داریم چشمانمان بادامی بود بی آنکه نگران تعصب ملی باشیم.

حالمان خوب است، خیلی هم خوب است. آنقدر خوب است که دوست داریم هر چه نفت داریم به دریا بریزیم بی آنکه نگران مرگ دلفین ها باشیم.

حالمان خوب است، خیلی هم خوب است. آنقدر خوب است که دوست داریم منابع زیرزمینی گازمان سوراخ شوند بی آنکه نگران رتبه مان باشیم در داشتن منابع گاز جهان.

بی شک حالمان بهتر هم خواهد شد اگر کسی پیدا شود و بگوید وقتی به مردم اطراف و اکناف دنیا از فلسطین و لبنان گرفته تا عراق و افغانستان کمک های بشر دوستانه می کردیم چرا کسی یادمان نیاورد مرکز آموزشی ، توانبخشی و نگهداری فرزندان معلول کارگران کشور خودمان هم در دو سال گذشته دچار کمبود اعتبارات مالی بوده اند؟ چرا کسی به آنان نگفت تجهیزات این مرکز در مدت 23 سال گذشته دارای کیفیت کافی نبوده است؟

کجای کاریم؟ برهانمان بر این نحوه عملکرد چیست؟ چرا هیچکس پیش نمی آد نمی گوید چرا کاسه گدائیمان به سفارت ژاپن رسیده است؟ آن هم برای تجهیزات نگهداری فرزندان معلول کارگرانی که اگر از عرق جبینشان نمک تهیه کرده بودیم به اندازه بودجه یکسال ژاپنی ها درآمد کسب می شد.

خبرگزاری مهر با نهایت افتخار این خبر را بر روی خروجی خود قرار می دهد: «مدیر مرکز آموزشی ، توانبخشی و نگهداری فرزندان معلول کارگران گفت: کمبود اعتبارات مالی در دو سال گذشته ، مانع اصلی در تهیه و نوسازی تجهیزات مورد نیاز برای مددجویان این مرکز بوده است. مهندس محمد سعیدی در مراسم ویژه ای که به مناسبت اجرای پروژه توانبخشی مشترک بین مرکز توانبخشی فرزندان معلول کارگران در سفارت ژاپن ، در این مرکز برگزار شد ، گفت: از مشکلات اساسی در سالهای اخیر در این مرکز، فرسودگی تجهیزات آموزشی و توانبخشی است. وی ادامه داد: بسیاری از تجهیزات در مدت 23 سال گذشته دارای کیفیت کافی نبوده است و از طرفی تهیه و تعمیر این وسایل هزینه بسیاری احتیاج دارد که البته بازسازی آنها به صرفه می باشد. مدیر مرکز آموزشی ، توانبخشی و نگهداری فرزندان معلول کارگران با اشاره به وجود تجهیزات مدرن توانبخشی گفت: با وجود مشکلاتی که برای خرید و بازسازی تجهیزات در مرکز وجود داشت در صدد برآمدیم تا از طرق مختلف بتوانیم برای خرید و نوسازی تجهیزات مورد نیاز مرکز اقداماتی انجام بدهیم. سعیدی تصریح کرد: در راستای این هدف با بهره گیری از نظر کارشناسان پروژه بزرگ ارتقاء و بازسازی تجهیزات مرکز توانبخشی با همکاری سفارت ژاپن به اجرا در آمد که بعد از دو سال رفت و آمد و پیگیری، موضوع با نظر کارشناسان به نتیجه رسید و مورد موافقت سفارت ژاپن قرار گرفت. وی ادامه داد: بر این اساس به عقد قرار داد با شرکتهای ایرانی پرداختیم و در نتیجه آن لیست مورد نیاز مرکز را مشخص و به سفارت ژاپن فرستادیم . مدیر مرکز آموزشی ، توانبخشی و نگهداری فرزندان معلول کارگران با اشاره به اینکه اجرای این پروژه و دریافت خدمات و تجهیزات از سفارت ژاپن شروع شده است ، گفت: با تحویل گرفتن آخرین مورد از این مجموعه تجهیزات که یک دستگاه آمبولانس است پروژه به اتمام رسیده و تمام اعتبارات تحویل مرکز گردیده تا به فروشندگان تجهیزات داده شود.»

ما را چه می شود که تصمیم می گیریم خرامیدن کبک را فراموش کنیم و مقلدش شویم در فرو بردن سر به زیر برف؟ با کدامین دلیل برای خود توضیح که نه، توجیه ارائه می کنیم که اشکالی ندارد، هدف خیرخواهانه است. کدام خیرخواهی آقایان؟ شما بهتر از من می دانید که بازتاب چنین اقداماتی در داخل و خارج از مرزها چگونه خواهد بود.

داغ داغتر می شود وقتی که می خوانیم جناب مدیر مرکز اعلام می دارد که « بعد از دو سال رفت و آمد و پیگیری، موضوع با نظر کارشناسان به نتیجه رسید و مورد موافقت سفارت ژاپن قرار گرفت!» یعنی ایرانیان محترم دو سال تمام راهروهای سفارت ژاپن در ایران را «گز» می کرده اند تا آنان را راضی کنند از سر خیرخواهی کمی «ین» به گدایان ایرانی کمک کنند! بد نیست به برادران و خواهران رنگین پوستمان در بورکینافاسو و گینه بی سائو بپیوندیم تا عدالت محوری و مهرورزی را بر جهانیان دیکته کرده باشیم.

 

چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 17:48 به قلم هاشم حكمه